خرید بک لینک

کسی نیست بیاد با من حرف یزنه؟

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1404 ساعت: 22:54

شدیدا معتقدم که افراد دور و ورم یک مشت ابله به تمام معنان. ابله در همه زمینه ها.

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1404 ساعت: 22:54

سرم درد می کنه. امروز موقع اومدن به خونه ، یه عذاخوری نظرم رو جلب کرد. خیلی کوچیک بود و بیشتر غذای بیرون بر داشتن. دو سه تا خانوم 35 - 40 ساله با کلی آرایش داشتن اونجا کار می کردن و آشپزی می کردن. اولین بار بود می دیدم یه آشپز علاوه بر آرایش کفش پاشنه 20  سانتی بپوشه. اینا رو گفتم که بگم هیچیمون به هیچیمون نمی خوره! حتی آشپزامون ادای عروسا رو در میارن.

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: چهارشنبه 12 آذر 1404 ساعت: 22:54

یکی از خوبیای کرونا اینه که میتونی تا خرتنگاه سیر ترشی بخوری و با ماسک ماست مالیش کنی

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:00

که ذهنیت بدی از من داره. فهمیدی یا باید دوبار عنوان رو بخونی؟!

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:00

این چند روز تعطیلی حس غرق کردن درد ها و مشکلاتم رو بهم میده. گاهی سر میارن بیرون... خفشون میکنم و راحت میشم

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:00

ملت دارن به هر جایی چنگ می ندازن که غرق نشن. مرد ژولیده با لباس و کفش پاره ، حتی دکمه های پیراهنش پاره بود... خانومش رو آورده بود تا کد بورسی بگیرن... بگیری که چی بشه مرد حسابی ؟ نمی دونم بیشتر از چی حالم بهم بخوره ... (پاک کردم) ... می رم میشینم توی بالکن... سیگار پشت سیگار ... 

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: پنجشنبه 1 آبان 1399 ساعت: 21:26

همسایه روبرویی رفته سگ خریده بعد مامانش اجازه نداده بیاره خونه. اونم بردتش بسته تو پشت بوم. خلاصه اینکه تا صبح با صدای زوزه خوابیدیم!

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: پنجشنبه 1 آبان 1399 ساعت: 21:26

هوا عجیب گرمه. سرم درد میکنه.تپش قلب گرفتم.خستم

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: پنجشنبه 1 آبان 1399 ساعت: 21:26

حامد از وقتی نامزدیش بهم خورده با زیبا ترین دخترای شهر رل میزنه . الان عکس دوست دختر جدیدش رو هیستوری گذاشته با یه مشت دری وری عاشقانه. خلاصه اینکه حامدم بلاخره فهمید 99 درصد دخترا زیباییه و 100 درصد پسرا پول!

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 10:01

از صبح دارم به حرکت آروم ابرها توی آسمون نگاه می کنم. از پشت ساختمون ها دارن عبور می کنن. چققققققققققققققققدر آرامش داره

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 10:01

اومدم وبلاگ دیدم فرزانه باز خدا حافظی کرده ! مطمئنم اگه دیده بودمش دونه دونه موهاش رو می کندم تا این بچه بازیا رو فراموش کنه و بشینه بنویسه.

یه جا گفته دوست داره با فلانی حرف بزنه . می شه با فلانی راحت حرف زد . حرف زد و حرف زد. الان هر چقدر فکر می کنم توی هیچ دوره ای از زندگیم همچین آدمی نبوده. صدها آدم اومدن و رفتن ولی الان جز چنتا شون حتی دیگه اسمشون رو هم یادم نیست. چقدر خوبه داشتن همچین رفیقایی.

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 10:01

سه روزه اثرش از بدنم خارج نشده. همش دلم میخواد بخوابم. هیستوری عکس گلدونام رو گذاشتم و چقدر تیکه های شیرینی بچه های شرکت بهم انداختن. :)

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 10:01

کارمنون شده فیلم دیدن و سریال دیدن ... با درد معده ساختن!

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 10:01

دلم زن نمی خواد . اما به طرز عجیبی دلم میخواد یه دختر بچه داشتم

برچسب: نویسنده: کارن محمدپور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 10:01

صفحه بندی